مرد رویاها...شعری برای چمران
يكشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ |
نوای بی نوا |
۲ نظر
مرد رویاها
مردی از جنس نسیم
که نه تنها جسمش
بلکه حتی روحش
در ره پیرخمین
وقف اسلام شده ست
أین عمار؟کجایی چمران؟
دمی ازعشق مسیحایی خود بازبگو
کمی از عهدی که
با امامت بستی
با امامی که به خود می بالید
چون کمیلی دیگر
باز احیاشده بود
وخمینی می گفت بعد پرپرشدنت:
مصطفی چمرانم
از برای تودلم تنگ شده ست
وسفارش می کرد
که چگونه همچون
مصطفی یش یارش
سرخ وپرپر بشویم...
وای از این گذر ثانیه ها
وای از اینکه کسی نیست که چمران باشد
اینکه چمران باشد
کار سختی ست ولی
لااقل کاش مسلمان باشد
أین عمارهِ امام چمران
ذکر تسبیح شب پیرخراسان شده است
پسرفاطمه(س) تنها و علی(ع)
سخت گریان شده است
مرد رویاها
کاش بودی تا ولی
بی یاور و تنها نبود
تا که این سیدعلی
کمی آرام ز هر فتنه ی دشمن ها بود
یا که این فرمانده
بادلی آسوده
دلخوش از اینکه علمداری هست
بیرق عشق خدارا که به دوشش بسته
به تو می داد که تا برداری
مرد رویاها
باخدا حرف بزن
و دعا کن حالا
که بیاید پدر پیر خراسانی ما
شاید این جمعه شود روز وصال
وپدر با پسرش
بر سیاهی شب ظلم بتازند این بار...
"نوای بی نوا"
- ۹۳/۱۰/۱۴