بسم الله القاسم الجبارین

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

۱۲ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

غزل چاه کنعان

چهارشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۱۸ ق.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده‌ام- 
شمع خورشیدم، نهان در زیر دامان مانده‌ام- 
از عزیزان هیچ‌کس خوابی برای من ندید- 
گر چه عمری شد که چون یوسف به زندان مانده‌ام- 
هیچ‌کس از بی‌سرانجامی نمی‌خواند مرا- 
نامهٔ در رخنهٔ دیوار نسیان مانده‌ام- 
نیستم نومید از تشریف سبز نوبهار- 
گرچه چون نخل خزان، از برگ عریان مانده‌ام- 
هر نفس در کوچه‌ای جولان حیرت می‌زند- 
در سرانجام غبار خویش حیران مانده‌ام...- 
گر چه در دنیا مرا بی‌اختیار آورده‌اند- 
منفعل از خویش، چون ناخوانده مهمان مانده‌ام- 
بهر رم کردن چو آهو راست می‌سازم نفس- 
ساده‌لوح آن کس که پندارد ز جولان مانده‌ام- 
می‌رساند بال و پر از خوشه صائب دانه‌ام- 
در ضمیر خاک اگر یک چند پنهان مانده‌ام...- 

(صائب تبریزی)

شعری زیبا از دوست وبرادر گرامی سید اباالفضل صمدی

چهارشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۱۲ ق.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

فکر می کردم که از گنجشک ها کم نیستم/ 
حال می بینم کــه حتـی قدر آن هم نیستم/ 

دور شو از پیش چشمم گل فروش پیر، من/ 
دیگر آن دیوانــه ی گل های مریــم نیستم/ 

پا به جنگل می گذارم آهوان رم می کنند/ 
از کــه می ترسید آهو ها من آدم نیستم/ 

هر نسیمی می تواند شاخه ام را بشکند/ 
بـادهــای هـرزه فهمیـدند محکــم نیـستـم/ 

شبنمی سرمست بودم روی گلبرگی سپید/ 
چشــم وا کـردم همیــن امــروز دیدم نیستم/

صادرات دین

يكشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۳، ۰۵:۳۹ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

می شود باهم ساخت

کاخی از نور که روشن شود از ماه رخ حضرت یار

و به فرماندهی حضرت دوست

انقلابی را

از پس پنجره ها

به تمامی جهان صادر کرد

صادراتی پر سود

صادرات دین را

می شود احیا کرد...

"نوای بی نوا"

مرد رویاها...شعری برای چمران

يكشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ | نوای بی نوا | ۲ نظر

زندگی بایدکرد

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳، ۰۴:۰۰ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

زندگی بایدکرد

پاک وجاویدان از

جرعه ی یک رنگی

باده ی عشق وسرور

وشجاعت که به اندازه ی متراژ زمین تابه خدامی خواهی...

 زندگی بایدکرد

بیشتر....

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳، ۰۳:۵۸ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

گریه غوغا میکند دلهای ویران بیشتر

صحن را پرکرده امشب بوی باران بیشتر

یاتوداری میکشی شعرمرا سمت جنون

یادل من می زند خود را به طوفان بیشتر

خوب جایی آمدی زائر مگر نشنیده ای

میشود هرمشکل آسان با کریمان بیشتر

ازشما پنهان نباشد از خداپنهان که نیست

من خدا را دیده ام سمت خراسان بیشتر

بسته هرکس جایی از جغرافیادل را ومن

بسته ام سمت شمال شرق ایران بیشتر

پنجره فولاد یعنی بارش یک ریز نور

هرچه اینجا درد میبینید درمان بیشتر

علتش رامن نمیدانم ولی در این حرم

بوی عطر کربلاجاریست در جان بیشتر

دارم امشب میروم اما دلم پیش شماست

ای گرفتار تو دلهای پریشان بیشتر

هرچه کردم تا ضریحت را ببوسم لحظهای

بست بر من راه را این بیشتر آن بیشتر

این که ما را دوست میدارید یا نه با شماست

ما شما را دوست میداریم از جان بیشتر

ای که بر ملک دلم حکم تو میرانی و بس

ای که احوال مرا نیک تو میدانی و بس

روز مرگم چو مرا خاک سپردند و روند

در کنارم به سر عهد تو میمانی وبس...

قمقمه ای لبریز از تشنگی

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳، ۰۳:۳۵ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

دل من شد به خزان از غم دنیـــــای پلشت
اسب دل رم شد و رفت از بر دنیایی دشـت
دستـــــت از مهریـــۀ مادر ما کوتــــاه است
دست من خورد به آبی که نصیب تو نگشت

قیمت خاک

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳، ۰۳:۳۴ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

 

یک‌ مشت‌ خاک‌ که‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،
انتخاب‌ کند، عوض‌ بشود، تغییر کند ...

وای، خدای‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم
من‌ همان‌ خاک‌ انتخاب‌ شده‌ هستم
همان‌ خاکی‌ که‌ با بقیه‌ خاک‌ها فرق‌ می‌کند

من‌ آن‌ خاکی‌ هستم‌ که‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده
من‌ آن‌ خاک‌ قیمتی‌ام

که می خواهم تغییر کنم؛ انتخاب‌ کنم
وای بر من اگر همین طور خاک‌ باقی‌ بمانم

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

امام غریب

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳، ۰۲:۲۰ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر

دلم برای تو پر می کشد امام غریب

غمت ز سینه شرر می کشد امام غریب

زیارت تو که فوق همه زیارت هاست

دل مرا به سفر می کشد امام غریب

نگاه حسرت زائر به دیده منت

ز خاک پات اثر می کشد امام غریب

غبار جلوه نورانی قدمگاهت

چه سرمه ای به بصر می کشد امام غریب

چه نعمتی است که شوق زیارت حرمت

مرا به دیده تر می کشد امام غریب

چه با صفاست که آغوش مهربانی تو

مرا همیشه به بر می کشد امام غریب

فدای خوی رئوف تو ای گل زهرا

که دست مهر به سر می کشد امام غریب

چه باغبان نجیبی که با نوازش خود

ز خار خسته ثمر می کشد امام غریب

همین که خسته ز باب الجواد می آیم

شب دلم به سحر می کشد امام غریب

لبم ز بوسه خاک قدوم بی بهره است

که نقش بوسه  به در می کشد امام غریب

دل رمیده شبیه کبوتری خسته

ز صحن قدس تو پر می کشد امام غریب

تو آن رئوف تر از مادر و پدرهایی

که ناز را به نظر می کشد امام غریب

نگاه تشنه گواهی دهد که کار آخر

ز جام عشق تو سر می کشد امام غریب

فدای سینه سوزان زهر خورده تو

که سخت آه جگر می کشد امام غریب

محمود ژولیده


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۳، ۰۲:۱۶ ب.ظ | نوای بی نوا | ۰ نظر
یا رضا
به باب الرضا به رنگ الفبا قدم می زنم
بوسه بر استانت ، نقش غم را به هم می زنم
دست به دامن سلطان جود وکرم می زنم
به عشقت رضا جان دوباره قلم میزنم